تبليغاتX
افسانه های پاییزی

افسانه های پاییزی

پیام صالحی یکی از بنیانگذاران گروه موسیقی آریان که خواننده گروه نیز می باشد .  آقای صالحی متولد 21 اسفند 1353 صادره از تهران است . پدرش متخصص اعصاب و روان و مادرش خانه دار است از 12سالگی توسط مادرش به کلاس موسیقی رفت و اولین سازی که یاد گرفت سنتور بود. در دوران دبیرستان چند کنسرت سنتی اجرا کرد و در چند گروه سنتی نوازنده بود بعد از آن با ساز پیانو و آواز آشنا شد همیشه یک حس درونی او را به طرف گیتار می کشاند اما فرستش پیدا نمیشد تا وارد دانشگاه شد و گیتار فرا گرفت و همزمان به سرودن شعر و ساخت آهنگ پرداخت بعد از گرفتن دکترای دامپزشکی به خدمت سربازی رفته و در آنجا با آقای علی پهلوان آشنا شد .

چگونگی تشکیل اولیه گروه موسیقی آریان :

زمستان سال 1998 میلادی بود زمانی که برای اولین بار علی پهلوان، آقای پیام صالحی را ملاقات کرد ، هر دو آنها در ارتش خدمت سربازی را بسر می بردند  . در طی این دوره , ایندو بیشتر به علاقه مندیهای یکدیگر آشنا شدند , هردو شعر می گفتند ، آواز می سراییدند ، گیتار می نواختند و میخواندند .

 

و این دوران زمانی بود که آنها شروع موسیقی پاپ ایران را بعد از انقلاب اسلامی مشاهده می کردند . هردو به این فکر افتادند که چه موقعیتی بهتر از این و تصمیم گرفتند تا فعالیت خود را در این ضمینه آغاز کرده ولی با شیوه و سبکی متفاوت.

 

برای نهادینه کردن  شکلی از این موسیقی , گروه موسیقی پاپ  با  نام " گروه آریان " تشکیل دادند  .

آریان اولین گروه در این سبک و نوع بعد از انقلاب اسلامی بود   .

 

برای شروع گروهی متشکل از آواز ویولن , گیتار به سبک ایرانی, دو خواننده اصلی با لحن و نوایی متفاوت و در پشت این نواها آوازی از خانمها بعنوان همخوان تشکیل شد . علاوه بر این , غزل ها از بافت مخصوص با عباراتی ساده طراحی شدند تا یک طیف گسترده ای از جامعه را جذب کند .

 

بر این اساس گروه با این ترکیب شروع کرد :

علی پهلوان ( خواننده و گیتاریست اصلی ) / پیام صالحی ( خواننده و گیتاریست اصلی ) / سیامک خواهانی ( ویولن ) / محمد رضا گلزار ( گیتاریست ) / برزویه بدیهی ( ضرب و پرکاشن ) / شراره فرنژاد ( گیتاریست و همخوان ) / ساناز کاشمری ( همخوان ) و سحر کاشمری ( همخوان )  .

 

در ابتدا تصمیم گرفته شده بود که , شهروز فرنژاد ( برادر شراره ) بعنوان نوازنده صفحه کلید و پیانو زن همکاری کند اما بسبب داشتن شغل پیشین و سابقه کاری  , نینف امیرخاص ( نوازنده صفحه کلید , ارگ زن آشوری ) در مکانی از سوی سیامک معرفی شد تا جایگزین او شود و گروه تمرین هایش را با او از سر گرفت . بسبب فقدان در درام زن و ویولن سل در گروه ,  نیاز به اجراء این ریتم ویژه روی پیانو و ارگ بود  .

برای بالا بردن سطح کیفی اجرائی کار ، گروه تمرینات مداوم و بسیار زیادی را انجام داد و تصمیم گفته شد تا مجوزی برای برگزاری اجرای زنده از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفته شود . 

 

بعد از زمانی , گروه موفق شد تا مجوز شعرها را بگیرد ولی در گرفتن مجوز و اجازه  از شورای موسیقی وزارت ارشاد ناکام ماند .

 

کنسرت کیش و پیشامدهای آن :

 

پیام صالحی با کمک دوستانش  موفق شد تا کنسرتی را در جشنواره خرید جزیره قشم ( منطقه آزاد ) تدارک ببیند که هیچ درخواست و مجوزی برای اجرای آن نیاز نبود .

 

سرانجام در 22 نوامبر سال 1999 گروه به روی صحنه رفتند و بدون هیچ چشم داشت مالی نمایش خود را اجرا کرد . اجرا بقدری موفقیت امیز بود که مسئول اداره کننده موسیقی این مراسم بعد از چند روز مجدداٌ از ایشان برای اجرا دعوت کرد , بدیهی است که این بار با پاداش همراه بود .

 

در طی این دوره , امیرحسین مستعد بعنوان گیتار باس ( بم )  به گروه ملحق شد.

فیلم اجرای ما توسط برخی تولید کننده های موسیقی مورد قبول قرار گرفت و در یک روز مناسب دو تن از شرکت ترانه شرقی به محلی که گروه موسیقی آریان  درآنجا تمرین میکردیم ( زیرزمین منزل آقای پیام صالحی ) برای دیدن اجرای زنده ما آمدند ,  که یکی مدیر شرکت ترانه شرقی ( که در حال حاضر مدیر گروه آریان ) و دیگری شریک سابق ایشان آقای محمدرضا احمدیان ( موسیقیدان ) بودند .

 

 

بعد از مذاکرات , برای تهیه آلبوم و اجرای کنسرت قراردادی بسته شد  .

 

در این زمان , گروه آریان با مدیریت شرکت ترانه شرقی توانست مجوز اجرا روی صحنه را بگیرد و در اول آوریل سال 2000 در تهران به روی صحنه رفت .

 

آلبوم گل آفتابگردون :

ضبط آلبوم اول از گروه کامل شده بود و این آلبوم با نام " گل آفتابگردون " منتشر شد .

برای اولین بار , پوستری آمیخته از گروه موسیقی دیوارها را پوشانده بود و در هر مغازه موسیقی، این پوسترها روی ویترین مغازه ها بود و آوازهای این آلبوم از هر گوشه ای شنیده میشدند .

 

آریان کارهایش را به سبب نظریه جدید و کاری نو و  شجاعت و دلاوری که داشت به بازار عرضه کرد و با اعتماد به نفس بازاری جدید برای موسیقی بوجود آورد و به سرعت پیشرفت کرد و در رده اول موسیقی پاپ ایران قرار گرفت .

 

بعد از آن علیرضا طباطبایی بعنوان درام زن به گروه ملحق شد بطوریکه که یک بهبود بنیادی در اجرای زنده از گروه بدست آمد .

 

محبوبیت گروه و مشکلات آن :

محبوبیت آریان با آلبوم دوم , که در ژانویه سال 2002 منتشر شد دوچندان شد بطوریکه گروه آریان بیش از 250 کنسرت را در شهرهای مختلفی از ایران اجرا کرد همانند :

تهران , کیش , قشم , بندرعباس , قزوین , سلمان شهر , کرمان , اصفهان , یزد و رشت .

موفقیت گروه در حدی بود که فراتر از مرز رفت  . دراین زمان محمدرضا احمدیان از شرکت ترانه شرقی جدا شدند و محمدرضا گلزار کسی که محبوبیت زیادی نزد عموم داشت ,  وارد عرصه سینما شد و از فعالیت های خود در گروه کاست .

 

آریان اولین کنسرت برون مرزی خود را در منامه ( بحرین ) اجرا کرد و با موفقیت در این کنسرت , کنسرت بسیار موفقی را در دوبی ( امارات متحده عربی )  برگزار نمود .

بعد از این رویداد , محمد رضا گلزار رسماٌ گروه را ترک کردند و به فعالیت خود در صنعت سینما ادامه دادند .

 

در ادامه موفقیت های کنسرت ها در تهران , کیش , لندن , کلن , مونیخ , هامبورگ و بویژه کنسرت بسیار شاد و خیرخواهانه ای که در  برلین و روز بعد از حادثه زمین لرزه بم  انجام شد توجه رسانه ها را بطرف خود جلب کرد و گزارش آن از شبکه های تلوزیونی پخش شد . گزارش این اجرا از کانال های خبری آلمان نیز پخش شد  .

بعد از این بهترین گیتاریست گروه موسیقی آریان برای ادامه تحصیلات ایران را ترک کرد , و تعداد اعضای اصلی گروه به 9 نفر کاهش پیدا کرد .

 

در این راه آریان به طرف یک افق جدید حرکت کرد تا موسیقی پاپ ایران را به دنیا بشناساند راهی را که عرب ها و موسیقی دانان  ترکیه ای قبلاٌ برای معرفی موسیقی خودشان انجام داده اند .

 و اما عشق :

در این مرحله آریان آلبوم جدیدش را مهیا کرده , که "تا بینهایت" نامیده شده , و برای رقابت با گروه های خارجی و نشان دادن کیفیت برتر ، آلبوم جدیدشان را در یکی از بهترین و معروفترین استودیوهای ضبط و تهیه در انگلستان با صرف بیش از 20 برابر هزینه و زمانی که در تهیه آلبومهایشان در ایران می گذاشتند تهیه کردند ، و این آلبوم به همراه دو مجموعه تصویری در لوح فشرده بعنوان هدیه عرضه شد .

 

با گسترش این آلبوم گروه آریان نامزد جایزه بین المللی شبکه رادیوئی بی بی سی 3 شد و این اولین حضور موسیقی پاپ ایران در جهان است بطوریکه نامزد جایزه جهانی موسیقی می شود .

 

در حال حاضر این آلبوم  در نمودار پرفروشترین آلبومها در ایران قرار دارد و این آلبوم توسط  یک شرکت کانادائی و پرآوازه به نام GEMMY MUSIC RECORDS توزیع شده است .

 

 در ژانویه 2005 آریان کنسرت های بسیار موفقی را در تورنتو ، ونکوور ، مونترال ( کانادا ) و همچنین استکهلم ( سوئد ) اجرا کرد .

 آریان و همکاری با خواننده مشهور کریس دی برگ :

محسن رجب پور مدیرعامل شرکت فرهنگی هنری ترانه شرقی و مدیر گروه آریان از آخرین مراحل ساخت قطعه آهنگی برای  صلح خبر داد. آهنگی برای  صلح که با حضور مشترک کریس دی برگ آهنگساز و خواننده پرآوازه ایرلندی و گروه نام آشنای آریان در حال تولید است ، طی توافقی میان شرکت ترانه شرقی (Taraneh Sharghi) و کمپانی فریمن پروداکشنز (Ferryman Productions) و با مضمون دوست داشتن و احترام به باورهای انسانی در داخل و خارج از کشور عرضه خواهد شد. این آهنگ با اطلاع و آگاهی دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حال  تولید است  و در آن تلاش شده روحیه انسان دوستانه ایرانی به مردم تمام دنیا نمایش داده شود. رجب پور درباره تولید این قطعه می گوید:" شخصاً ، نظر آقای صفار هرندی وزیر ارشاد را درباره همکاری چهره های برجسته دنیای موسیقی با هنرمندان ایرانی جویا شدم که ایشان فرمودند از نظر ما خیلی مثبت و خوب است."

کریس دی برگ به عنوان اولین هنرمند معتبرومشهورخارجی که با یک گروه موسیقی پاپ ایرانی آهنگ مشترکی اجرا می کند، یکی از بهترین انتخاب ها برای آغاز دوره جدید مراودات فرهنگی میان ایران و سایر کشورهای جهان است. او كه به دليل فعاليت هاي عام المنفعه اش، از سوي سازمان ملل متحد به عنوان سفير سلامت و مبارزه با سوء تغذيه انتخاب شده، آهنگ های زیادی درباره صلح خوانده و برنامه های خيرخواهانه فراوانی را در سرتاسر دنیا برگزار نموده است.او  به دلیل سبک آرام و محترم وهمیشگی اش که عموماً با مضامین انسان دوستانه همراه است، به چهره آشنایی میان     علاقه مندان موسیقی درایران تبدیل شده و بدون تردید می توان این خواننده ایرلندی را يكي از محبوب ترین خوانندگان و آهنگسازان خارجی در میان ایرانی ها دانست. کریس دی برگ  بارها در مصاحبه های متفاوت از علاقه اش به فرهنگ ایرانی گفته و آن را یکی از غنی ترین فرهنگ های دنیا می داند.

آهنگی برای صلح یکی از آهنگ های آلبوم چهارم گروه آریان خواهد بود که درداخل ایران توسط شرکت ترانه شرقی و برای دیگر فارسی زبان های دنیا توسط کمپانی جمی میوزیک رکوردز(Gemmy Music Records) که متعلق به شرکت ترانه شرقی است و دردیگر نقاط جهان توسط کمپانی فریمن پروداکشنز(Ferryman Productions) توزیع خواهد شد.

فعالیتهای آقای صالحی :

آقای صالحی به ورزش های اسکی.والیبال.بدنسازی و اسکواش علاقه مند است و بر اساس فصل و زمان مناسب لباس های گروه را نیز طراحی می کند.ایشان متاهل هستن و دارای دختری به اسم آریانا . و  در حال حاضر در شرکت خودش به نام سون ( سون یا هفت = هدف.فکر.تلاش)مدرک دکترای دامپزشکی و لیسانس طراحی داخلی و تولید مبلمان

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 0:27  توسط آفتابگردون  | 

حمید تمجیدی (Hamid Tamjidi ) متولد سال 1956 میلادی ؛ ۱۳۳۵ هجری شمسی صادره از تهران .Hamid Tamjidi

ایشان فارغ التحصیل از دانشگاه صدا و سیما میباشند . او کارش را در صدا و سیما ( Iran IRIB Television ) آغاز کرد . و کارگردانی ۵۰ فیلم مستند : ۶ سریال و ۶ فیلم سریالی را در کارنامه خود به ثبت رساند . از جمله فیلمهای مستند ایشان به درخت : هوردورق : نقشه و آوای برکه ها ... میتوان اشاره کرد . مستند هوردورق  و آوای برکه ها  برنده جایزه از جشنواره فجر گردیدند .  ایشان با ساختن سریال مزدترس در بین مردم محبوبیت بسیار پیدا کردن . استقبال از این سریال به نحوی بود که ایشان سری دوم این سریال به نام بازی با مرگ را که ادامه مزدترس بود ساختن . آخرین فیلم او شب بی پایان بود که هیچگاه به اکران عمومی راه نیافت . Hamid Tamjidi

مستندها : درخت ؛ هوردورق ؛ آوای برکه ها و ...

سریالها : نقشه ؛ عقیق ؛ آموختن برای زیستن ؛  مزدترس (۱) ؛ مزدترس (۲) ( بازی با مرگ ) ؛ به او بگویید دوستش دارم .

فیلمها : نهالهای سوخته ؛ سراب ؛ گل سرخ ؛ چهارشنبه عزیز ؛ بازی با مرگ ( ورژن سینمایی ) ؛ شب بی پایان .   

منبع : http://www.kasrafilm.com/

در همین ضمینه : http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1%DB%8C

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 5:9  توسط آفتابگردون  | 

`

وصيتنامۀ مؤرخ ۷/۱۰/۷۳

در خانۀ نارون

بسم الله الرحمن الرحيم

كُل مِن عَليهٰا فٰـان وَ يَبْقي وَجه رَبّك ذ ُوالجلال ِ وَ الا ِكرام

وصيتنامه بندۀ گنه كار بيمقدار، محتاج عفو و رحمت پروردگار و درخواست كنندۀ دعاي بندگان مؤمن و مهربان، مهدي بازرگان به همسر عزيز خود، فرزندان دلبند با همسران گرامي آنها، نوادگان نازنين و به همۀ خويشاوندان با مهر و صفا، دوستان ارجمند و به آشنايان و اهل لطف.

با اقرار به وحدانيت و ربوبيت خالق رحمن و با درود بر همۀ پيامبران علي الخصوص خاتم آنها محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سلم و بر اهل بيت طهارت و امامت.

۱) اولين و مهمترين آرزو و توصيه ام به خانواده و خويشان و دوستان اين است كه رفتن من برايشان عبرت بوده، به زندگي هميشگي خيلي بزرگتري كه در پيش دارند، بيشتر از دو روزۀ دنياي گذران بينديشند و تدارك ببينند.

زندگي بي مرگ و انتها كه خبرش را فرستادگان خدا داده، ما را برحذر از آتش و عذاب و اميدوار به رستگاري و رضوانش كرده اند، بفرض كه كسي يقين بوقوع آن نداشته باشد، دليل قطعي هم به دروغ بودن و عدم آن ندارد. حال آنكه بنا به خبرها و هشدارهاي شخصي چون محمد مصطفيۖ و كتابي چون قرآن، شدت و مدت عذاب چنان وحشتناك و غير قابل تحمل است كه احتمال وقوعش را هر قدر كم و كوچك بگيريم، بايد آنرا بحساب بياوريم و راه احتياط هم كه شده باشد در پيش گيريم.

وصيت من اين است كه نه آخرت و قيامت را نفي و فراموش كنيد و نه روزي رسان و آفرينندۀ خودتان را كه براي جهان و غير او صاحب و گرداننده اي قابل تصور نبوده، اگر خودمان و جهان دروغ و خيال نباشيم، او هم دروغ و خيال نميتواند باشد. اينك كه دنيا و زندگي در مجموعه و متوسط، ناخشنودي و ناراحتي و زيانكاري است و جريان تاريخ بشريت در جهت افزايش گرفتاريها و سختيها يا توسعۀ ظلم و فشارهاست، بايد سعي كنيم كه در عوض آخرتمان در اثر تحمل و تلاش و با صبر و مرحمت آباد و خشنود كننده باشد.

۲) دومين توصيۀ (خصوصي)ام به همسر و فرزندان و كسان، مهرباني و گذشت و خدمتگزاري در حق يكديگر است، مخصوصأ نسبت به مادرها و پدرها، پس از آن برادر خواهرها، زن و شوهرها و بالاخره خويشاوندان و صلۀ رحم.

۳) توصيۀ سوم، قبول عذر تقصيرها و قصورهايم در حق خانواده و كسان و دوستان و هموطنان. از همگي حلاليت ميطلبم و تقاضاي بخشش و دعاي خير دارم، و رساندن اين تقاضا به كسانيكه در مجلس فاتحه حضور نداشته آنرا نشنيده باشند يا آگاه نشده باشند. هر بدي و نقصان و زيان كه به كسي و به كساني رسانده باشم و بهرگونه و اندازه و ارتباط كه باشد، چه فردي و شخصي و چه اجتماعي و عمومي و سياسي، تقاضايم اين است كه حلالم نماييد.

۴) كفن و دفن و ترحيم

وَ مٰا تَدري نَفسٌ مٰاذا تكْسب غَدا وَ مٰا تَدري نَفسٌ بِاي اَرض تَمُوت

براي محل دفن، قبري را زير سر نگذارده ام كه زحمت بازماندگان كمتر باشد. محل خاصي را هم در نظر ندارم ولي اگر امكان داشته و خالي از دردسر و اشكال نباشد، بدم نميايد در مقبره بيات و در جوار مرقد حضرت معصومه سلام الله عليها و در كنار پدر و مادر و عده اي از برادر خواهرها و عمو و عموزادگان باشد كه احتمال ِ سر خاك آمدن و از خدا طلب مغفرت خواستن براي همۀ بخاك سپردگان بيشتر باشد.

براي مجلس ترحيم و تذكر، اگر چه بيشتر جنبۀ تشريفاتي و تكلف پيدا كرده و جزو آداب و حسابهاي سياسي و گروهي شده، دردي از دنيا و آخرت مردگان و زندگان را دوا نميكند، ولي باحتمال اينكه براي افرادي مختصر عبرت از مرگ و خشيّت از خدا و آخرت حاصل شود و حلاليت و آمرزشي، نصيب ميّت گردد، ايراد به برگزاري آن از محل ثلث خودم ندارم، خصوصأ اگر همراه با اطعام مساكين و غذاي دسته جمعي بدون تعيين و تشريفات براي بازماندگان و دوستان نزديك باشد. بيشتر از توصيف و تمجيدِ شخص از دنيا رفته، به تذكر قيامت و توجه به آخرت پرداخته شود.

توصيۀهاي ۱، ۲ و ۳ نيز بد نيست كه در مجلس ترحيم خوانده شود.

منبع
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 4:35  توسط آفتابگردون  | 

فروغ در دیماه سال ۱۳۱۳ در محلۀ امیریۀ تهران پا به عرصۀ وجود نهاد پدرش محمد فرخ زاد یک نظامی سختگیر بود و مادرش زنی ساده و خوش باور. او فرزند چهارم یک خانوادۀ نه نفری بود
چهار برادر به نامهای امیر مسعود، مهرداد و فریدون و دو خواهر به نامهای پوران و گلوریا
پس از اتمام دوران دبستان به دبیرستان خسروخاور رفت. در همین زمان تحت تاثیر پدرش که علاقمند به شعر و ادبیات بود. کم کم به شعر روی آورد. و دیری نپائید که خود نیز به سرودن پرداخت. خودش می گوید که " در سیزده چهارده سالگی خیلی غزل می ساختم ولی هیچگاه آنها را به چاپ نرساندم. "
در سال ۱۳۲۹ در حالی که ۱٦ سال بیشتر نداشت با نوۀ خالۀ مادرش پرویز شاپور که ۱٥ سال از او بزرگتر بود ازدواج کرد. این عشق و ازدواج ناگهانی بخاطر نیاز فروغ به محبت و مهربانی بود. چیزی که در خانۀ پدری نیافته بود. پس از پایان کلاس سوم دبیرستان به هنرستان بانوان می رود و به آموختن خیاطی و نقاشی می پردازد. از ادامه تحصیلاتش اطلاعاتی در دست نیست.
می گویند که او تحصیلات را قبل از گرفتن دیپلم رها می کند
اولین مجموعۀ شعر او به نام " اسیر " در سال ۱۳۳۱ در سن ۱۷ سالگی منتشر می گردد. کم و بیش اشعاری از او در مجلات به چاپ می رسد.
با به چاپ رسیدن شعر " گنه کردم گناهی پر ز لذت" در یکی از مجلات هیاهوی عظیمی بپا می شود و فروغ را بدکاره می خوانند و از آن پس مورد نا مهربانی های فراوان قرار می گیرد.
" گریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد پیرانه بستند "
در سال ۱۳۳۲ با شوهرش به اهواز می رود. دیری نمی پاید که اختلافات زناشوئی باعث برگشت فروغ به تهران می شود
حتی تولد کامیار پسرشان نیز نمی تواند پایه های این زندگی را محکم سازد. سرانجام فروغ در سال ۱۳۳٤ از شوهرش جدا می شود
قانون فرزندش را از او می گیرد. حتی حق دیدنش را. فروغ ۱٦ سال تمام و تا آخر عمرش هرگز فرزندش را ندید
" وقتی اعتماد من از ریسمان سست عدالت آویزان بود
و در تمام شهر
قلب چراغ های مرا تکه تکه می کردند
وقتی که چشم های کودکانۀ عشق مرا
با دستمال تیرۀ قانون می بستند
و از شقیقه های مضطرب آرزوی من
فواره های خون به بیرون می پاشید
چیزی نبود. هیچ چیز بجز تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم : باید، باید، باید
دیوانه وار دوست بدارم

مجموعه های از کارهای فروغ فرخزاد
مجموعۀ شعر
ـ اسیر ۱۳۳۱
ـ دیوار ۱۳۳٦
ـ عصیان ۱۳۳٨
ـ تولدی دیگر۱۳٤۱
و مجموعۀ نا تمام ( ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد)

در حوزۀ سینما

ـ پیوندفیلم(یک آتش)که در سال ۱۳۴۱ در دوازدهمین جشنوارۀ فیلم های کوتاه و مستند ونیز در ایتالیا شایستۀ دریافت مدال طلا و نشان برنز شد.

ـ بازی در فیلمی از مراسم خواستگاری در ایران. سفارش موسسۀ ملی کانادا به گلستان فیلم بود.
ـ همکاری در ساختن بخش سوم فیلم ( آب و گرما)
ـ مدیر تهیۀ فیلم مستند ( موج و مرجان و خارا ) به کارگردانی ابراهیم گلستان
ـ مدیر و تهیه و بازی در فیلم نیمه کارۀ ( دریا ) محصول گلستان فیلم
ـ ساختن فیلم مستند ( خانه سیاه است ) از زندگی جذامیان که در زمستان سال ۱۳۴۲ برندۀ جایزۀ بهترین فیلم جشنواره ( اوبرهاوزن ) آلمان شد.
ـ بازی در نمایشنامۀ ( شش شخصیت در جستجوی نویسنده ) اثر لوئیچی پیراندلو در سال
۱۳٤۲
ـ و در سال ۱۳٤٤ از طرف یونسکو فیلمی نیم ساعته و از برناردو برتولوچی فیلمی پانزده دقیقه ای . در رابطه با زندگی فروغ ساخته شد.
دهمین جشنوارۀ فیلم ( اوبرهاوزن ) آلمان جایزۀ بزرگ خود را برای فیلم های مستند به یاد فروغ نام گذاری کرد.
فروغ فرخزاد سرانجام در ۲٤ بهمن سال ۱۳٤٥ به هنگام رانندگی بر اثر تصادف جان سپرد و روز ۲٦ بهمن در گورستان ظهیرالدوله هنگامی که برف می بارید به خاک سپرده شد.

" شاید حقیقت آن دو دست جوان بود
آن دو دست جوان
که زیر بارش یکریز برف مدفون شد"

یادش همیشه گرامی باد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 0:15  توسط آفتابگردون  | 

خبرگزاری فارس اعلام کرد که فرح پهلوی آخرین ملکه ایران درگذشت و سپس شتاب زده حرف خود را پس گرفت . ای کاش بالاخره خبر گزاریهای کشور یاد میگرفتن که خبری را تا زمانیکه از صحت آن مطمئن نشدن پخش نکن .
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 15:41  توسط آفتابگردون  | 

خبرگزاری فارس اعلام کرد که فرح پهلوی آخرین ملکه ایران درگذشت و سپس شتاب زده حرف خود را پس گرفت . ای کاش بالاخره خبر گزاریهای کشور یاد میگرفتن که خبری را تا زمانیکه از صحت آن مطمئن نشدن پخش نکن .
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 15:41  توسط آفتابگردون  | 

خبرگزاری فارس اعلام کرد که فرح پهلوی آخرین ملکه ایران درگذشت و سپس شتاب زده حرف خود را پس گرفت . ای کاش بالاخره خبر گزاریهای کشور یاد میگرفتن که خبری را تا زمانیکه از صحت آن مطمئن نشدن پخش نکن .
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 15:41  توسط آفتابگردون  | 

                                

                    

                   
Cool Cry Embarassed Foot
Frown Innocent Kiss Laughing
Money Sealed Smile Surprised
{$lang_emotions_tongue-out} Undecided Wink Yell

   

                         

 

 





 

 
 
 
 
 
 
   
 
        
 
            
 
              
 
               
 
             
 
             
 
                
 
 

 
 
               
          
 
 
 
           

 
   




 

 

 












  






 

هه خيال كردی ازت سند دارم فلان فلان هه‏هه گيج شدم يعنی چی؟ می‏كشمت دوست دارم 

بلبلبلو روشن شد آی لاو يو شرمنده‏اممواظب باش

 
     

 




                             

                                                                       

      



 



 



                   

:yuhuu:banana:bomb:horse: devil:headacheI-)

 

                                                                                                                                                     

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 23:57  توسط آفتابگردون  | 

چند وقتی با وبلاگ هم وطن عزیز و کلیمیم آشنا شدم به اسم ما در وطن خویش غریبیم .

در دلهای یک هم وطن کلیمون که وطنشو و مردمشو دوست داره و دلش شکسته از اینکه مردمش

دوستش ندارن و اون و نجس میدونن . ناراحت از اینکه هیچ کس حاضر نیست باهش دوست شه چون

کلیمی .

دین یهودیها بعد از دین زرتشتیها با قدمت ترین دین در ایران است و حداقل قدمتش از دین ما مسلمونها

بیشتر . نمیگم اسلام بد ولی دلیل نمیشه چون اونها مسلمون نیستم ما از خودمون ندونیمشون و آزار

بدیمشون .

واقعا دین ما مسلمونها به ما دستور داده که باعث رنجش مردم بشیم ! بزرگترین تقصیر اون اینه که به

خدا اعتقاد داره اون و میپرسته و از دستوراتش اطلاعت میکنه دین داره و دعاشو میخونه . آیا دین داشتن

اعتقاد به خدا داشتن جرم !

کشور ما الان با چین و کوبا که دو کشور لاییکن و به خدا هیچ اعتقادی ندارن احترام میزاره ولی به

یهودیهای خودمون که خدا رو مشیناسن و به عنوان ذات الهی میپرستن بی مهری میکنه . ای کاش روزی

دلیل این کار و میفهمیدم .

شاد باشید 

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 0:34  توسط آفتابگردون  | 

 
+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 16:17  توسط آفتابگردون  |